مرتضى مطهرى

172

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بعد مىرسيم به بحث « وحدت وجود » كه از مسائل خيلى عالى است « 1 » .

--> آقا جلال آشتيانى خيلى از لاهيجى دفاع مىكند . - ايشان نظرشان اين است كه امثال لاهيجى دفاعشان از اصالت ماهيت از جهت ظاهر و براى عدم مخالفت با عوام بوده است و الّا در اصل معتقد به اصالت وجود بوده‌اند يعنى توالى فاسدش را در ميان قوم رعايت مىكرده‌اند . استاد : بله ، اين حرف را مىگويند . اين حرف را كه گفته‌اند از آن جهت است - و حاجى هم اينجا نقل مىكند - كه لاهيجى در يك جا گفته است اگر مقصود اصالت وجودىها اين باشد ما هم قبول داريم . ولى « اگر » ندارد ؛ كسى كه خودش وارد است كه نبايد اين حرفها را بزند . اينها توجيه است . - اين « وجود » و « ماهيت » در [ زمان ] ارسطو بوده است ، به اين صورت كه لفظ « ماهيت » را بياورند در مقابل « وجود » ؟ استاد : نه ، ماهيت كه حتى در دورهء اسلامى هم نبوده است ؛ ولى « وجود » بوده است و از آن تعبير به « هويّت » مىكرده‌اند . - من گاهى شنيده‌ام كه وجود و ماهيت و همچنين جهات ثلاثه ( وجوب و امكان و امتناع ) مطرح بوده است . استاد : وجوب و امكان و امتناع بله بوده است ؛ اينها اصلا در منطقش مطرح است . ( 1 ) . - يعنى اينها همه مقدمهء آن بحث است ؟ استاد : مقدمه نيست . نمىشود گفت مقدمه است . البته در بين اين مسائل آنكه از همه مهمتر است اصالت وجود است و وحدت وجود ، كه اصلا فلسفه دور اين دو محور مىچرخد .